وقت هایی که باید حرف بزنیم اما نمیتونیم استرسمون رو کنترل و کنیم،انقدر بلند و سریع حرف میزنیم که صدای خودمون رو هم نمیشنویم...این اتفاق بدترین تجربه ای هست که یک نفر دچارش میشه ... مدت ها بود میخواستم برگردم... دلم صدا میزد که برگردم تا یادگاری های سال گذشته رو دوباره بخونم....اما صدای خودم رو نمیشنیدم...هیاهو های مغزم...امید ها...ترس ها... صدا به صدا نمیرسید.... اما امروز مجال دیدن دلم را پیدا کردم....دیدمش... دلخسته بود اما خوب هم بود...
برچسب:
نویسنده: آیلین صمیمی
تاريخ: شنبه
1 بهمن
1401 ساعت: 1:06